السيد محمد حسين الطهراني

358

معاد شناسى (فارسى)

محسنان و نيكوكاران مىگردد ، چون اگر هيچ درجه و روزنهء اميدى در وى نباشد چه بسا با خود مىگويد : كار ما كه گذشت و خرابى به بصره رسيد و آب كه از سر گذشت چه يك كلّه چه صد كلّه ؛ بنابراين ما كه حتماً جهنّمى هستيم ، ديگر چرا كار خيرى انجام دهيم ؟ و امّا در صورت اميد شفاعت همچون توبه ، روزنهء بخشايش و طليعهء رحمت به چشم مىخورد ، و چه بسيار مىشود كه گنهكار را از گناه خود منقلع و ريشه كن مىسازد و يكسره او را به طاعات و عبادات سوق مىدهد ؛ وَ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْعَظِيمُ . و همچنين اگر شخص مجرم را ، و يا خصوصيّت جرم را مشخّص كنند كه مورد شفاعت واقع مىشود ، ليكن تصريح كنند كه شفاعت نسبت به بعض از جهات عذاب ، يا بعض از اوقات عذاب است ؛ در اين صورت نيز موجب تجرّى نخواهد بود . و قرآن كريم نه در خصوص مجرمان ، و نه در خصوص گناهان مشخّص ، تصريحى به وقوع شفاعت نكرده است ؛ و در رفع عذاب فقط به بعضى از اقسام آن ناطق است ، و بنابراين هيچ اشكالى در بين نيست . اشكال پنجم : ادلّه اى را كه قائلين به شفاعت ذكر كرده‌اند ، يا عقلى است و يا نقلى . امّا دليل عقلى ، اگر بر فرض تسليم قائم شود ، بر امكان شفاعت است ، نه وقوع آن ؛ مضافاً به اينكه اصل دلالت بر امكان ان هم محلّ منع است .